تبليغاتX
عمار علی

عمار علی

قصه حجاب ما شنیدنی است. قصه حجاب قصه فاطمه علی و زینب حسین است. فاطمه حتی در کوچه موقعی که دنبال علی می دوید چادر از سرش نیافتد. وقتی هم برای اهالی مدینه صحبت کرد پرده ها او را در خود گرفتند. از حجاب فاطمه بعضی ها کینه داشتند. علی عاشق حجاب فاطمه بود. زینب در کربلا حجاب داشت. حتی رقیه 3 ساله هم بی چادر نبود . آنانکه فاطمه را فهمیدند با حجاب شدند.  اسلام حجاب می خواهد و قرائت رحمانی که از دین می کنند و حجاب را جدی نمی گیرند قرائت شیطانی است و تئورسین هایش شیاطین هستند.اتفاقا حجاب در اسلام خیلی هم مهم است و آنانکه جدی نگرفتند گرفتار هوس خویش هستند و خودمی دانند!.قصه حجاب تاریخش به کشف حجاب رضاخان انگلیسی و ترویج بی حجابی پسرش محمد رضا آمریکایی برنمی گردد. حجاب میراث مادرمان حوا هست و کوچه بنی هاشم دختران هاشمی را هیچگاه بدون چادر ندید. فائزه جنبش فتنه دختر هاشمی نیست او آقازاده رئیس تشخیص مصلحت نظام است . او حجابش هم فیمنیستی است و برای رضایت آنها لباس رنگی می پوشد.فائزه می داند چادراز اول کامل بود و برای تکمیل کردنش نیازی به طراحی لباس های جدید نبود.فائزه دنبال حجاب فانتزی است.حجاب قصه مادران و همسران شهید دفاع مقدس ماست. حجاب دختر شهید ... دارد که هنوز تبسم هایش را هم با شرم می کند. حجاب مادر شهید... دارد که با سن و سال زیادش هنوز تار موی از سرش دیده نشده است. حجاب را شهدای ما می فهمند که در وصیت نامه هایشان به خواهرانشان نوشتند سرخی خونم را به سیاهی چادرت امانت می دهم.حجاب را شهید آوینی ما می فهمد که دنیای بی حجاب ها را دیده بود و خود تشنه حجاب شده بود . قصه بی حجابی قصه زنان خودنما و مردان بی غیرت است. قصه بی حجابی عیار نامرد بودن و غیرت نداشتن است. حجاب یعنی من فقط از آن شوهرم هستم و بی حجابی یعنی دیگران هم می توانند زیبایی های مرا  ببینند.بی حجابی یعنی من زینت هایم را مفت به چشمان کوچه و بازار هدیه می دهم. حجاب ما یک کمال است. کلاس بالاست و اهلش اهل معنا. چادر ما یادگار فاطمه است. خانم کلینتون از حجاب ما می ترسد . خودش به رویش نمی آورد ولی فطرت زنان آمریکایی حجاب را می پسندد. معلوم است سارکوزی حجاب را نمی پسندد او زنش دنبال بازی در فیلم های آنچنانی است ، او غیرت نمی داند که چیست .اوباما مادربزرگش هم از حجاب چیزی نفهمیده بودکه الان زنش بی حجاب است.ما حجاب را دوست داریم و از بی حجابی متنفر هستیم . بی حجاب ها بعضی هاشان جو گیر هستند و ترس بی کلاسی دارند و این تقصیر ماست و مدیران فرهنگی بایدجوابگو باشند .بعضی هاشان کمبود دارند و باید کمیودشان را جبران کرد و بعضی ها اصلا ندانسته اند حجاب چیست و لذتش را احساس نکرده اند . ما خانم چادری هزار کیلو آرایش هم نمی خواهیم . بی حجابی شیبخون خانم های سوپر استار ماست که گالری عکس با پول بیت المال راه می اندازند. همان سوپر استارهای که غلط اضافه می کنند و خون شهیدان برج مینو را ندیده می گیرند و در جشنواره های خارجی های هرزه، سرلخت می شوند.جنگ نرم فقط الفاظ گنده نیست ،سربازان دشمنش همین دختران دانشجوی بی حجاب دانشگاه های ما هستند که معنی حیا را نهفمیده اند و خودشان را زده اند به کوچه های علی چپ لس انجلس و از عروسک های کاواره نشین خط می گیرند. حجاب خاکریز جدی خودی هاست و برایش باید آبرو و جان بدهند. بی حجابی خاکریز اهالی فتنه هست که تکلیف شان حتی برای میزان بی حجابی هم مشخص نیست. خاکریز آنها زنان خواننده مزدور آمریکا هست که از بی حجابی هم چند پله پایین تر هستند!.حجاب ما یک مکتب پشتش خوابیده است و فرهنگی به وسعت تاریخ زنان آسمانی از حوا،آسیه و مریم گرفته تا فاطمه علی و بعد از آن تا مادران و همسران و دختران شهید ما دارد.حجاب یک هنر است که زنان هنرمند دارند نه بی هنران .چادر ما چمران،باکری همت ،زین الدین ،شهید میرحسینی سیستان تربیت کرد و بی چادری شما آشوبگر خیابانی تربیت می کند.

حجاب ما فتنه را خاموش کرد و بی حجاب های شما دنبال آشوب و اغتشاش هستند. حجاب بود که امام گفت فرزندان من در گهوراه هستند و همان حجاب بود که فرزندانی تربیت کرد که امام گفت آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند. حجاب بود که شن های طبس را به حرکت درآورد. ولی بی حجابی شماست که دل یار خراسانی ما را خون کرده است . بی حجابی شماست که ظهور یار ما را عقب می اندازد. بی حجابی شماست که زلزله را به تهران می آورد . بی حجابی شما فساد را به تهران آورده است و بی حجابی شماست که آخرش عذاب الهی دارد و خواهید دید هنگامی که می گویند به موهایتان آویزان می شویدیعنی چه؟.بی حجاب شما می خواهد خون شهیدان ما را پایمال کند و بعد انقلابمان را منحرف کند و آنتش را مانند دیش های ماهواره هایتان می خواهیدبه سمت امریکا ببرید. شما بی حجاب ها تلوزیونتان بی بی سی و صدای آمریکاست چون از قدیم گفته اند باز با باز و کبوتر با کبوتر. ما بت بی حجابی را می شکنیم و شیرین عبادی می داند که بزرگترین ظلمی که به او شده بی حجابی خودش بوده و او یک زن ایرانی نیست ، چون زنهای ایرانی حجاب دارند از نوع گل یاس . شیرین شیرنی حجاب را نهفمیده و خودش را مسخره کرده است.او مدافع حقوق زنان بی حجاب هست . ما از او به خاطر بی حجاب بودنش شکایت داریم . او باید بگوید حجاب ایرانی را چه کرده و از آبروی کدام زنان ایرانی خرج می کند. حجاب ماهم فقهی است و هم سیاسی.بی حجابی شما هم بی دینی است و هم فساد انگیز. حجاب ما توی دهن آمریکا زده است و بی حجاب های شما دوست دارند برای اوباما فرش قرمز پهن کنند. حجاب ما تاریخ جدیدی در جهان بوجودآورده است و ما با حجابمان زنان عالم را آگاه خواهیم کرد. شما بی حجابیتان فقط تقلید از غربی هاست در حالیکه ما تمدن غرب را زیر پا خواهیم گذاشت.حجاب ما گره به خون محسن فاطمه دارد و ما از آن به راحتی نخواهیم گذشت و پای او تا آخر ایستاده ایم.

(بازتاب همین مطلب در شبکه خبر دانشجو)

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389ساعت 9:17  توسط مهدی جهانتیغی  | 

مهندس معمار : انرژی هسته ای هم برای ما دردسری شد؟

ممد سوروس  : چه دردسری، ما که بهش نیازی نداریم!

مهندس معمار : از بس بی عرضه بودی، الان ما هیچ سهمی تو انرژی هسته ای نداریم

شیخ بذله گو :  انرژی هسته ای چیه؟

مهندس معمار :  تو خودتو اذیت نکن،دیگه سن و سالت به این چیزها قد نمیده

شیخ بذله گو :  البته یه چیزهای داره یادم میاد،مگه قرار نبود کلا تعلیق بشه؟!

ممد سوروس :  قرار بود ولی با بی عرضگی شما ما الان هیچ کاره ایم و فقط تنها پستمون،سمت سران فتنه است

مهندس معمار :  الان چیکار کنیم؟

شیخ بذله گو :  تعلیق یادم هست ولی انرژی هسته ای یعنی چی؟

مهندس معمار :  من که گفتم به لحاظ علمی کشش نداری

ممد سوروس :  میخواهید زنگ بزنم از سوروس یک مشورتی بگیرم؟

مهندس معمار : کلک!، تو که گفتی با سوروس ارتباط نداشتی؟

ممد سورورس : الان میگم ، صد سال دیگه هم میگم ارتباط نداشتم،خب زنگ بزنم یا نه؟!

شیخ بذله گو :  ممد جان ! میشه بهش بگی یک جزوه راجع به انرژی هسته ای برام بفرسته

مهندس معمار :  شیخ جان، بر فرض که بفرسته، مگه بعد تو درک می کنی انرژی هسته چیه

شیخ بذله گو :  یعنی من ار ممد سوروس کمترم، همین فردا یک بیانیه بدهم که بی بی سی و صدای آمریکا هم تو کفش بمونند

ممد سوروس :  برو بابا هالو!

شیخ بذله گو :  به من میگی هالو، ممد شوط!

ممد سوروس : کی با تو بود هالو! داشتم با خودم حرف میزدم،در ضمن آقایان سران فتنه زنگ بزنم به سوروس یا نه؟

مهندس معمار :  نه!دیگه بیشتر از این با رفیق های فرنگیت به جنبش مخملی من ضربه نزن

شیخ بذله گو : جنبش مخملی من نه، بگو جنبش مخملی ما

ممد سوروس :  از محبوبیت من سواستفاده کردید حالا که خرتون از پل گذشته دیگر جنبش مخملی منو، ما برا من می کنید

مهندس معمار : من از همه معذرت میخوام،الان در شرایط خوبی نیستیم بهتره این خاله زنک بازیهارو بذاریم کنار

شیخ بذله گو :  اگه اینجوریه به من بگو انرژی هسته ای چیه؟

مهندس معمار :  برو هالو....!!!!

شیخ بذله گو :  آینه آینه آینه!!

ممد سوروس :  من الان هم میگویم، دوباره بگیم تعلیق و برای کشور الکی هزینه درست نکنیم

مهندس معمار: ممد جان! یک زنگی بزن بی بی سی فارسی، ببین نظر اونها چیه؟خرد جمعی بدرد همین موقع ها میخوره دیگه!

شیخ بذله گو:  من زنگ میزنم،نوبتی باشه نوبت منه که برم روی آنتن بی بی سی فارسی!

چند لحظه بعد ...

شیخ بذله گو : الو،الو،الو،هلو مستر،کن اسپیک انگلیش!

بی بی سی فارسی : سلام ، هالو تویی!؟

شیخ بذله گو : هالو خودتی پدر سوخته مزدور!

بی بی سی فارسی : چرا ناراحت میشی،آخه زنگ زدی بی بی سی فارسی بعد انگلیسی صحبت می کنی؟!

شیخ بذله گو : ببخش بی بی سی جون! میخواستم بگم جنش هسته ای بدجوری به ضرر ما تمام شده،چون ما هیچ نقشی توش نداشتیم،حالا باید چیکار کنیم؟

بی بی سی فارسی : گوشی رو بده دست بزرگترت تا بگم چکار کنید

شیخ بذله گو : مستر میگه گوشی رو بده به یک کوچکتر از خودت!

ممد سوروس : گوشی رو بده به من، در ضمن هالو هم خودت هستی!،الوالوالو...

بی بی سی فارسی : تویی ممد سوروس!به تو هم نمیتونم بگم

ممد سوروس : چرا به من نمیگی،مگه من چیکارمه؟

بی بی سی فارسی  : چون نامردی!بعد مثل جریان سوروس میزنی زیرش

ممد سوروس : مهندس جان ظاهرا شما بهترین گزینه برای رسانه های بیگانه هستید!

مهندس معمار : الو الو الو ... صدای منو دارید،1،2،3، امتحان میشه!

بی بی سی فارسی : گوشی رو بده دست زنت، به توهم نمیگم

مهندس معمار : غلط کردی...!

ممد سوروس : چرا گوشی رو قطع کردی؟

مهندس معمار : به تو ربطی نداره،مسئله خونوادگیه!

شیخ بذله گو : از قدیم گفتند اگر میخوای نشوی رسوا جهان همرنگ جماعت شو

مهندس معمار منظورت چیه؟

شیخ بذله گو : یعنی سه نفره بیانیه بدیم و اعلام کنیم "انرژی هسته ای حق مسلم ماست"!

در این لحظه زن مهندس معمار با نگرانی او را از خواب بیدار می کند

زن مهندس معمار : عزیزم چرا تو خواب اینقدر هذیون می گفتی؟

مهندس معمار : مگه چی میگفتم؟

زن مهندس  : همش میگفتی"انرژی هسته ای حق مسلم ماست به جان سوروس!"

مهندس معمار : عجب!راستی ،گوشیتو بده میخوام لیست کسانی که بهت زنگ زدن رو چک کنم ،در ضمن از این به بعد گوشی بی بی سی فارسی رو تا اطلاع ثانوی جواب نمیدی،شیر فهم شدی؟

زن مهندس معمار : کفه مرگتو بذار، مثل اینکه کابوس بدجوری روت اثر گذاشته

مهندس معمار لحظاتی بعد دوباره به خواب عمیقی فرو رفت!

(همین مطلب در رجانیوز)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم فروردین 1389ساعت 11:15  توسط مهدی جهانتیغی  | 

سال همت مضاعف یعنی بیشتر هسته ای شویم، کار مضاعف یعنی زودتر نیروگاه بوشهر راه بیافتد، سال کار مضاعف یعنی نانو و ماهواره بیشتر و بهتر،سال همت مضاعف یعنی بزغاله های ژنتیکی سرحال تر و شنگول و منگول تر!. امسال باید بودجه های علمی بیشتر به اهلش برسد به اهالی علم نه اساتید کاسب! همت مضاعف یعنی گرفتن فوق لیسانس و دکترا نیست بلکه بومی کردن علم  و صاحب نظر بودن است، همت دانشگاه باید تربیت  دانشجوی با تفکر افسر جنگ نرم باشد  نه پادوی دشمن بودن.

سال کار و همت مضاعف یعنی باید رقیب مارک های خارجی بشویم، یعنی کارخانه یمان همه شان ایزوها را درو کنند و جملگی  برنده رعایت حقوق مصرف کننده شوند.سال مضاعف یعنی یخچال و تلوزیون خانه یمان دارای بالاترین کیفیت و ایرانی باشد!.سال همت مضاعف یعنی همه اهل ورزش یاشیم در حد همگانی!!

سال همت مضاعف یعنی ماهی دست خلق خدا ندهیم بلکه ماهیگرشان کنیم.امسال باید فقط برای خواب شدن بچه کتاب نخوانیم ،امسال باید بیشتر از نمایشگاه کتاب خرید کنیم ،امسال باید حداقل  بلد باشم انرزژی "هسته حق مسلم ماست" به لحاظ علمی یعنی چه!!.امسال آنقدر باید اطلاعات عمومی داشته بایم که بداینم فرق بوش با اوباما فقط در حد اسم است و جمهوری خواهان و دموکرات ها مصداق سگ زرد بردار شغال هستند!!.امسال باید آنقدر اطلاعات عمومی داشته باشیم که بداینیم فلسطین جز نقشه کشورهای اسلامی است نه اروپا! امسال فرق افراد داخل کشتی نظام با بیرون آن را باید بدانیم.

امسال لااقل آنقدر اطلاعات عمومی داشته باشیم تا فرق جمهوری ایرانی با جمهوری اسلامی را بدانیم، امسال حداقل باید بداینم که شهرام جزایری کیست و به چه کسانی پول هدیه داده است، امسال بد نیست آنقدر اطلاعات عمومی داشته باشیم تا بدانیم گفتگو با سورس یعنی چه ، اطلاعات عمومی یعنی بدانیم رابطه جام زهر با قطعنامه چیست؟خواص بی بصیرت یعنی چه کسانی، فتنه اولاد ناصالح یعنی چه ، اطلاعات عمومی یعنی دو صفحه درباره حوادث سال 60 خواندن و تشخیص منافق سال 60 با منافق 88 را دادن!.اطلاعات عمومی یعنی تفاوت فتنه با تفسیر خطا کوچک خواص را فهم کردن!.

اطلاعات عمومی یعنی بدانیم  جنگ نرم چیست و تکلیفمان در برابر آن چیست! امسال بد نیست برای بدست اوردن اطلاعات عمومی سری به کاتولگ های بی بی سی و صدای آمریکا بزنیم.

سال همت مضاعف یعنی بالاخره کرسی های آزاد اندیشی در حوزه و دانشگاه راه بیافتد.

آقا گفتند مبارزه با فقر و فساد و بي عدالتي  مهمترين عرصه نيازمند «همت بالاتر و كار متراكم تر» است  و بر تلاش بي وقفه براي تحقق اين هدف اساسي تاكيد كردند ولی عدالت یعنی مرعشی فرقی با طلبه سیرجانی ندارد.

درک فقر یعنی بی خبر از شکم گرسنه همسایه بساط کباب پرچربی راه  نیاندازی ! امسال باید به جای تکرار ناوارو سریال دارا و ندار تکرار شود.

 فساد یعنی مجلات زرد ، فساد یعنی بازیگری که با صد آرایش نقش مذهبی بازی می کند!!! فساد یعنی فقر و فحشا!!.فساد افتابه دزدی نیست بلکه قرادادهای تفتی کلان را با رشوه جور کردن است، فساد گرچه کوچک و بزرگ ندارد ولی فساد خواص با عوام هم یکی نیست!.

سال 89 یعنی سال بصیرت مضاعف تر ،بصیرت یعنی گول آقازاده های مفت خور را نخوردن ، بصیرت یعنی هر سبزی سبز مقدس نیست، بصیرت یعنی رهبر فقط سید علی حزب فقط حزب علی، بصیرت یعنی فقر را درک کردن و غنا را پس زدن ، بصیرت یعنی بی بی سی متعلق به استعمار هست نه جهان سومی ها، بصیرت یعنی العربیه وهابی است نه دلسوز امت علی ، بصیرت یعنی صدای آمریکا مال بهایی ها است نه آزادی خواهان، بصیرت یعنی وقتی حرف زدی فاکس نیوز به تو فحش بدهد از نوع خالص صهیونیستی! بصیرت یعنی فتنه را با سرانش شناختن، بصیرت یعنی بدانی سرشته فتنه دست موساد و سیا است و نخست وزیر امام بودن به عمل است نه بیانیه دادن برای دلخوشی بی بی سی فارسی ، بصیرت یعنی نامگذاری سال ها شعار نیست و همت و کار مضاعف می خواهد، بصیرت یعنی نام آن سال نقشه راه است .

سال همت مضاعف یعنی تلاش مضاعف برای احیای اصلاح الگوی مصرف و لاغیر!! و همت مضاعف یعنی همت های بیشتر از نوع فاتح خبیر .     

( همین مطلب در رجانیوز)                                                                     

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 12:39  توسط مهدی جهانتیغی  | 

شیخ بذله گو و مهندس معمار در کنار یک سفره هفت سین در حال گفتگو با یکدیگر هستند.

 

شیخ بذله گو : عرض کنم خدمت شما که تعطیلات بد نیست یک حال و هوایی عوض کنیم، مهندس!

مهندس معمار : من از خونم بیرون نمیرم

شیخ بذله گو گفت : نکنه ترسیدی کلک؟

مهندس معمار : نه اصلا ، من یک فرد انقلابی هستم

شیخ بذله گو : شمال، لب ساحل بد نیست، کیفی داره ها

مهندس معمار: دلت باز کتک می خواد

شیخ بذله گو : نه! نقشه ای به ذهنم رسید

مهندس معمار: چه نقشه ای ؟ مثل بحث خلیج عربی نشه هالو

شیخ بذله گو : به من میگی هالو ، برو چیز چیزتو جمع کن ...!

مهندس معمار: الان جای این حرف ها نیست، بگو نقشه ات چیه؟

شیخ بذله گو : وضعیت کنار ساحلو که تا حالا دیدی؟

مهندس معمار : خب ، آره خیلی هم بد نیست!

شیخ بذله گو :سناریو تجاوز حسابی میگیره،نه؟

مهندس معمار : آره میگره،چرا به فکر خودم نرسیده بود هالو

شیخ بذله گو : آخه تو مغزت فقط چیزه!

مهندس معمار : ولی یکی باید داوطلب برای قبول تجاوز بشه

شیخ بذله گو : ایندفعه تو یا یکی از نزدیکانت باید برای جنبش هزینه بده

مهندس معمار : بیخود، چون تجربه شما تو این موارد بیشتره!

شیخ بذله گو : نه دیگه خیلی تابلو شده ،  افکار عمومی که هالو که نیستند!

مهندس معمار : یکی از هوادارها اینکارو بکنه

شیخ بذله گو : همه که توکلی نیستند که روسری سرشون کنند

مهندس معمار : پس بی خیال بشیم!

شیخ بذله گو : نه ،اصلا خودم جور میکنم

مهندس معمار : چه جوری هالو!

شیخ بذله گو : بس کن چیز به چیز شده

مهندس معمار : معذرت میخوام ، دست خودم نیست،عصبی شدم

شیخ بذله گو : خواهش میکنم چیز جان

مهندس معمار : خب چه جوری می خوای این سناریو رو اجرا کنی؟

شیخ بذله گو : سناریو تجاوز دو ماهی قرمز چطوره؟

مهندس معمار : منظور؟، حرف مفت میزنی ، از کجا ثابت کنیم؟

شیخ بذله گو : عکس میگیرم یواشکی،کف کردی ؟ دیدی حالا خودت هالو هستی

مهندس معمار: واقعا هالو هستی

شیخ بذله گو : چه  چطور؟

مهندس معمار : چون هالو هستی

شیخ بذله گو : دیگه باهات صحبت نمی کنم

مهندس معمار: به درک هالو....!!!

شیخ بذله گو : من که گفتم یواشکی؟

مهندس معمار :نه این غیر اخلاقیه هالو

شیخ بذله گو : چیز به چیز شده برای من حرف از اخلاق نزن ، جلوی قاضی و ملق بازی ؟!!! درضمن اینقدر نگو به من هالو، اذیت میشم

مهندس معمار : من میگم بی خیال بشیم،حوصله دردسر داری

شیخ بذله گو : مگه نگفتی امسال باید استقامت داشت

مهندس معمار : البته، ولی من با قایق کوچک تو ، تو چاه نمیرم!

شیخ بذله گو : بیانیه منو مسخره میکنی؟

مهندس معمار : واقعا  به نظر خودت بیانیه هات خنده دار و مسخره نیست

شیخ بذله گو : معلومه که نه، برو ببین بیانیه های من بیشتر تو فرنگ تیتر یک میشه یا تو چیز چیز!

مهندس معمار : برو هالو، فکر کردی من نمی فهم که تو واقعا آرات از آرای باطله هم کمتر بوده

شیخ بذله گو : خودم هم می فهمم، حالا خیت شدی چیز جان!

مهندس معمار : واقعا خودت می فهمی‌‌‌‌‌‌‌‌‌، پس چرا اینقدر شلوغ میکنی؟

شیخ بذله گو : من هم یکی مثل تو بدون حتی یک دلیل‌‌!

مهندس معمار : ولی من واقعا معتقدم تقلب شده هالو

شیخ بذله گو : اگه راست میگی بگو جون ننه جونت!

مهندس معمار : چرا پای خانواده رو وسط میکشی

شیخ بذله گو : دیدی دروغ می گفتی

مهندس معمار : اصلا دلم می خواد‌‌‌‌‌‌، به تو چه

شیخ بذله گو : پس من سگ زرد و توهم برادرم شغال هستی!درسته؟

مهندس معمار : شاید! ، میگم چیز جدید منو حال کردی؟ بیانیه جدیدو میگم

شیخ بذله گو : تکه ایرانی های خارج از کشورت خیلی تاریخی بود!

مهندس معمار: منظورت چیه شیخ؟

شیخ بذله گو : کلک! غیر مستقیم اظهار  تشکر از خارج نشینان ضد انقلاب اهم از منافقین و سلطنت طلبها، کمونیست ها ، سکولارها و...

مهندس معمار : پس تو هم منظورمو فهمیدی هالو

شیخ بذله گو : واقعا بی ادبی، ادب مرد به از دولت اوست اینه فلان فلان شده

مهندس معمار : خب شغال هم برادر سگ زرده دیگه هالو، هاهاهاهاهاها!!!!!!

(همین مطلب در رجانیوز)

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم فروردین 1389ساعت 9:43  توسط مهدی جهانتیغی  | 

سال 88 تمام نشو،میترسم قطعنامه امضاء شود و کسی  جام زهر خوردن را هم نبیند و حتی نشنود. سال فتنه تمام نشو،سال رویش ها و ریزش ها تمام نشو،سال غربت تمام نشو،سال دروغ تمام نشو،سال قانون از نوع تغییر اساسی تمام نشو!.

سال تکذیب امام زمان،سال توهین به عکس امام ،سال حرف های نگفته،سال بغض های فروخفته ،سال موفق بی بی سی فارسی ،سال رونق صدای آمریکا ،سال شبکه های مسخره ضد انقلاب، سال بشکن زدن های مریم و مسعود ! ،سال خوشی های مهاجرانی،سال امیدواری جمهوری خواهان و دموکرات ها تواما!،سال مناجات آخر حضرت آقا با امام زمان در خطبه تاریخی ،سال 400 میلیون دلار تمام نشو!!!

تو می روی همانند فتنه بنی صدر و یاران منافقش و همانند 78 ، فردا تاریخ می خوانندت و پس فردا ها قضاوت شروع می شود.

زمستان می رود و بهار می آید ولی بعضی از دیو ها هنوز بیرون نرفته اند تا امیدوار باشیم فرشته ما آسوده باشد.

سال 88 دوستت دارم ،22 خردادت را ، 9 دی ات را و 22 بهمن ات  را.

سال 88 تمام شدی و ما هم فردا می توانیم بگوییم ابعاد فتنه را درک کردیم!. سال 88 رفتی ولی عمارهای متولد 88 هنوز هستند،سال اذیت شدن آقا رفتی ولی عمارهای آخرالزمانی گرد رهبر هنوز هستند،

سال 88 با تمام شهدای دروغیت رفتی تا کسی شهدای حقیقی مظلوم بسیج را نبیند، سال رئیس جمهور سیاه و وزیر خارجه سفید تمام شدی.

برایمان درس تاریخ ماند و ایکاش سختی های امسال فقط از خاکریز دشمن می بود نه از دوستان منافق.

سال 88 می روی و صدها خاطره با تو به حافظه ها می رود،می روی بی آنکه هنوز عدالت اجرا شده باشد، می روی بی آنکه میم و فاف محاکمه شده باشند!

میروی بی آنکه شیخ بذله گو مرده باشد!! می روی بی آنکه مهندس آدم شده باشد، میروی بی آنکه آبروی ریخته به خاطر دیدار با سوروس جمع شده باشد، میروی بی آنکه فتنه کامل جمع شده باشد

سال 88 دل چه پدر و مادرهای شهیدی را لرزاندی ، چه اشک های پاکی ر ا که در نیاوردی ، چه خون دلها مردم از خواص روفوزه خوردند.

 آه، سال 88!

سال 88 تو رفتی و تقصیر تو نبود ،این تقصیر زمان بود که باید به صد ها سال قبل به دوران علی بن ابی طالب بر میگشت!و دوباره فتنه جمل به پا می شد.

 سال 88 تو به خود باید ببالی چون مردمان زمان تو ایرانی عصر خمینی بودند نه عرب کوفه ، مدینه و مکه سالهای فتنه،

ما مردمان عصر سید خراسانی و آخرالزمان هستیم و تقدیر ما با تقدیر مردمان کوفه متفاوت خواهد بود،

تقدیر این است که تو چند ساعت دیگر نمانی و به تاریخ بپوندی،  چون میروی تا به ساعت ظهور نزدیک شویم غمی نیست!

ما سال نو را با سخنان رهبرمان آغاز میکنیم، ما تا چند ساعت دیگر با صحبت های نایب خمینی تکلیفمان مشخص می شود.

ما نه تنها که بلکه کل مردمان عصر ظهور در سرتاسر گیتی تکلیفشان در سال 89 معلوم خواهد شد.

تا ساعاتی دیگر جهان در انتظار سخنان نایب روح ا... و ولی امر ما خواهد بود

ما گوش بفرمانیم تا بشنویم برای دل و سر دادن و کور شود آنکه نتواند بیند!

ما تصمیم گرفته ایم سخنان نوروز آقا را مانند "سال اصلاح الگوی مصرف"  در هیاهو فتنه در سال قبل فراموش نکنیم.

ما فهمیده ایم قدر ولایت فقیه ، حکمت و مصلحت را!، ما دانسته ایم که شاخص فقط ولایت فقیه  است و لاغیر.

ما تعریف شاخص را از یک موسسه به نام موسسه نشر آثار امام نمی گیریم ما مستقیم از نائب خمینی معیارهای شاخص را می گیریم.

ما در فتنه قدر رهبر الهی را فهمیده ایم ، ما رهبرانمان را صدای آمریکا تمجید نمی کند ما شاخص از عماد مغنیه و سید حسن نصرا... می گیریم.

ما هم مانند دیبر کل حزب ا... می گوییم افتخار می کنیم که جزء حزب ولایت فقیه هستیم.

ما قدر مرجعی همچون آیت ا... نوری همدانی را در هیاهو فتنه می دانیم، ما هم یاد گرفتیم برای روشن شدن موضوع دروغی همچون تقلب در انتخابات  برای تعدادی از هم وطن هایمان ماه ها با  خون دل خوردن ترویج واقعیت و حقیقت بکنیم حتی اگر بارها به ما لباس شخصی مزدور بگویند.

ما یاد گرفتیم در فتنه چشمان مان به ولی زمانمان باشد و هیچکس دیگر حتی اگر... باشد.

ما از سال 88 یاد  گرفتیم خواص بی بصیرت فقط طلحه و زبیر نیستند !

سال 88 به ما اموخت فقط شاخص سید خراسانی ماست و دیگران اگر عاقبت بخیری می خواهند باید  با او هماهنگ و هم جهت شوند.

(همین مطلب در رجانیوز و خبرنامه دانشجویان)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت 13:26  توسط مهدی جهانتیغی  | 

زن شیخ بزله گو : شنیدی تاجی آزاد شد

شیخ بزله گو: اااااااااااحمدی نژاد!

زن شیخ بزله گو : من کی اسمی از احمدی نژاد بردم، میگم شنیدی تاجی آزاد شد؟

شیخ بزله گو : آره ، ممدسورس بهم گفت

زن شیخ بزله گو : خب، نمیخوای بری پیشش؟

شیخ بزله گو :پیش اااااااحمدی نژاد!

زن شیخ بزله گو : وا ! احمدی نژاد نگفتم، میگم نمیخای بری پیش تاجی؟

شیخ بزله گو : من بزرگترم، اون باید بیاد پیشم

زن شیخ بزله گو : آخه اون از زندان آزاد شده ، تو باید بری پیشش ، مگه وقتی مردم  با کفش زدن تو ملاجت بقیه نیومدن پیشت

شیخ بزله گو :اااااحمدی نژاد کی پیش من آمد!

زن شیخ بزله گو : من کی گفتم  احمدی نژاد! گفتم مگه خواص بی بصیرت پیشت نیومدن

شیخ بزله گو : آخه من بزرگتر بودم

زن شیخ بزله گو : من کاری با بزرگتر بودنت ندارم، میری پیش تاجی یا نه ؟

شیخ بزله گو : من پیش احمدی نژاد نمیرم

زن شیخ بزله گو : وای خدای من ! چرا من هرچی میگم تو احمدی نژاد میشنوی!،میگم بالاخره پیش تاجی میری یا نه؟

شیخ بزله گو : حسش نیست!

زن شیخ بزله گو :لااقل یک زنگی بهش بزن

شیخ بزله گو: عمرا اگه به اااااااااحمدی نژاد تلفن بزنم، منت کشی ،ابدا

زن شیخ بزله گو : احمدی نژادو کی گفت زنگ بزنی، میگم به تاجی زنگ بزن

شیخ بزله گو: با اینکه مهندسو و ممدسورسو  به من ترجیح دادند ، باشه زنگ میزنم عزیزم!

چند دقیقه بعد !!!!

تاجی : الو بفرمایین

شیخ بزله گو :به شما که عرض کنم  ، تاجی جون آزادیت مبارک!

تاجی : شیخ تویی! چیکار داری؟ حسنو مهندس اومدن پیشم سرم شلوغه

شیخ بزله گو : به شما که عرض کنم  ،میخواستم حالتو بپرسم

تاجی: حالم خوبه ، پسرت چطوره!!

شیخ بزله گو : پسرم بد نیست ، مطمئنی خوبی!تجاااااوز...

تاجی: بله آقا!؟

شیخ بزله گو : منظورم تهدید به تجااااوز...

تاجی:حرف دهنتو بفهم، مگه من پسرت هستم که با شخصیت من بازی میکنی،

شیخ بزله گو : من کی گفتم  ااااحمدی نژاد

تاجی : میگم  مگه من پسرت هستم

شیخ بزله گو: اگه میخواهی باش

تاجی : منظورم این نیست پسرت باشم

شیخ بزله گو: خب نباش،خیلی هم دلت بخواد، تازه اینقدر برام ااااااحمدی نژاد ، ااااحمدی نژاد نکن!

تاجی : من کی گفتم احمدی نژاد؟میگم هیچ رفتار خشونت آمیزی با من صورت نگرفته

شیخ بزله گو : تو الان گرمی نمی فهمی!

تاجی : اگه مواظب حرف زدنت نباشی گوشی رو قطع میکنم شیخ ...!

شیخ بزله گو : چه ربطی به احمدی نژاد داره؟

تاجی : من کی گفتم اااااااااحمدی نژاد؟!،میگم خونه در خدمت باشیم یا شیخ

شیخ بزله گو : ااااحمدی نژاد گفتی اومده پیشت

تاجی : حالت مثل اینکه خوب نیست شیخ؟ گفتم حسنو مهندس معمار اومدن خونه ام

شیخ بزله گو : میگم خدمت شما عرض بکنم که ،میتونی بدون اینکه مهندسو ، حسن بهفمن گوشی رو یواشکی بدی به ااااحمدی نژاد!،

بهش بگو یه شهروند از الیگودرز کارت داره!

تاجی:......!

شیخ بزله گو :الو الو الو الو الو الو الو.....

زن شیخ بزله گو : چی شد، قطع شد؟

شیخ بزله گو :فکر کنم اااااااحمدی نژاد فهمید منم ،بی معرفت قطع کرد!!!.

(همین مطلب در رجانیوز و خبرنامه دانشجویان ایران)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388ساعت 9:14  توسط مهدی جهانتیغی  | 

چهارشنبه امسال چه اتفاقی خواهد افتاد،به قول مهندس معمار ! آیا امسال شاهد برگزاری یک چهارشنبه سوری مهندسی شده از طرف دولت خواهیم بود و یا به قول شیخ بزله گو در هیاهو سر وصدا و غفلت مسئولان نظام تجاوزی صورت خواهد گرفت و او تنها نظارگر و شاهد ماجرا خواهد بود!.

البته شنیده شده که شیخ به پسرش گفته  از خونه بیرون نره و مثل 22 بهمن خانواده رو بیشتر از این بی آبرو نکنه!.

اما به قول روشنفکرترین همسر دنیا! چهارشنبه سوری واپسگرا نیست  ولی  باید بچه های شیطون سبز دقت کنند کنار موسسه ای که دنباله اش فمینسم باشد ترقه نیندازند چون تجاوز به حقوق زنان محسوب می شود.

ژنرال شکست خورده درباره بعد از چهارشنبه سوری صحبت کنه بهتره، اولا چون بعد میتونه بگوید چهارشنبه سوری یک سنت ناب ایرانی است و تکلیف مردمی که آرام ترقه منفجر میکردند زیر پای مردم  و خانواده ها  با ترقه فروش های  آشوبگر متفاوته!.

ژنرال بعدا میتونه بگه من که گفتم چهارشنبه سوری حرفهای انقلابی زدن و نسبت خرافات زدن به این سنت ناب موجب عملی شدن توطئه شوم استکبار برای ایجاد خشونت خواهد شد!!

هیهات آقای برادر ! ؛چهارشنبه سوری کیلو چند، ما ترقه هایمان را در جبهه ترکوندیم  و عقده های مان خالی شده ، ترقه هایمان بوی باروت حلال میداد و صدایش اگر کسی را موجی میکرد کسی از ما ناراحت نمیشد. آنروز ترقه هایمان را بر سر مردم عادی هم حتی نریختیم ،ترقه هایمان گاهی قلابی هم درمیامد و چشم گوش خودمان را از کار می انداخت ولی حلال بود! از جیب خودمان خریده بودیم با ریال نه دلار ، ترقه هایمان امروز صدای و تخریبش بیشتر شده ولی قطعا هسته ای نشده چون ترقه هایمان را برای اذیت مردم دنیا نخواستیم.

ما ترقه هایمان را تبدیل به شهاب، سجعیل و کروز کردیم و گذاشتیم برای چهارشنبه مبادا!.  ما ترقه هایمان را گذاشتیم برای جنگ آرماگدون ، ما ترقه ها یمان را برای جماران از نوع ناوشکنش نگه داشتیم نه از نوع سایت خبری برای کر کردن گوش وکور کردن چشم خواننده هایمان !. ما عقده ای پریدن از روی آتش نیستیم ما لذت های یمان را از سوختن آتش زیر پوستی شیمایی برده ایم ، تو  تفاوت لاستیک آتش زدن را با چند ساعت در زیر آتش دشمن بودن را کی می فهمی،

 ما کسر شٱنمان هست که از روی آتش خیابانی بپریم ، آتش بس را هم اگر قبول کردیم به خاطر امام بود!. ما پنچ شنبه آخر سال را برای رفتن به سرمزارهای گذشتگان گرامی میدارمم و چهارتا خدابیامرز برای امواتمان میفرستیم نه مثل شما با شنیدن هر ترقه مردم بگویند بر پدرش لعنت بی شرف!!!.

ما الکی خوش نیستیم، رهبران ما الکی خوش نبودیم که ما باشیم!،ما خوشیمان در آرامش مردم است،تو هر جور خواستی خوش باش ولی اگر آرامش مردم را بهم ریختی تهمت لباس شخصی هم اگر بزنید خوشیتان را بهم می زنیم.

ما سنت ایرانی اگر آموختیم از رستم و آرش کمانگیر آموختیم نه پریدن با شلوارک از روی آتش را!.چهارشنبه سوری ما یعنی آخرین چهارشنبه سال هم آمد و وقت تنگ است و ندای الرحیل بیشتر شنیده می شود.  مرام ما نیست در چهارشنبه سوری خودمان را با آزار دیگران شادکردن ،مابه زنهای حامله،به پیرمردهای سنگین گوش!و پیرزن های گوژپشت احترام می گذاریم. ما حتی به راضی به جیغ زدن یک دختر سوسول که مثل آدم دارد راهش را می رود نیستیم ، ما دوست نداریم برای آنکه بگوییم بیشماریم  ترقه منفجر کنیم . ما خودمان دل سوخته هستیم ولی نه کسی سوختن و آتش گرفتن ما را دیده و نه کسی فریادمان را شنید.

شما اگر بیشمارید حسین قدیانی به نمایندگی از ما گفت: "غلط کردید بیشماریید!"

ما مراسم ایرانی هم اگر داریم به خودمان ربط دارد به اجنبی ربط ندارد.اگر چهارشنبه سوری سنت ما ایرانی ها است غلط میکند آمریکایی ها با شما که در مراسم ما دخالت کند.

اگر چهارشنبه سوری کاملا ایرانی است غلط می کند  العربیه و الجزیره با همه خبرنگارانشان اگه بخوان دخالت کنند.

اگر مردید و ادعای بیشمارید، دارید  پنج شنبه آخر سال بیایید مزار شهدا تا بهتان بگویم تو ایرانی هستی یا اینها که جانشان را برای ایران دادند.

(همین مطلب در رجانیوز)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اسفند 1388ساعت 12:20  توسط مهدی جهانتیغی  | 

شیخ بزله گو و خانواده اش به همراه مهندس معمار و همسرش سوار بر ماشین به صورت پوششی در کوچه پس کوچه های بالا شهر در حال رفتن به نقطه نامعلومی هستند .

شیخ بزله گو: به نظر من چهارشنبه سوری بریم میدان آزادی و از بالای برج آزادی فشفشه هوا کنیم

مهندس معمار :بد هم نمیگی، مردم که دیگه تو میدون آزادی نیستند

خانم مهندس معمار: وا ، این چه حرفیه حاج آقا، مهندس جان از شما بعیده

مهندس معمار: وا وا چرا میکنی ، خسته شدم از بس تو خونه عکس های خانوادگی نگاه کردم

خانم شیخ بزله گو: فکر کنم حاج آقا بد هم نمیگه، میتونیم چند تا عکس یواشکی بگیرم و بعد بدیم بچه های بی طرف بی بی سی برامون پخش کنند و جهان ببینه کتک خوردمون تو 22 بهمن اتفاقی بوده!

شیخ بزله گو : عزیزم از اینکه منو درک میکنی ممنون

خانم شیخ بزله گو: خواهش میکنم عزیزم، شاید بعضی از ما یاد بگیرند چه جوری با آقاشون رفتار کنند

خانم مهندس معمار : ایش!!

مهندس معمار : شیخ !...یا شیخ !...حاج آقا!...حواست کجاست ،...با شما دارم

شیخ بزله گو : هان،اااااااحمدی نژاد!

مهندس معمار: برا چی ترسیدی؟

شیخ بزله گو : خووووودددشششه احمدی نژاد!

مهندس معمار: عجب هالویی هستی!اون فقط عکس احمدی نژاد بود که کنار خیابون زدند!!!!!!

 (همین مطلب در خبرنامه دانشجویان)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اسفند 1388ساعت 16:0  توسط مهدی جهانتیغی  |